ويژگي هاي شعرو شاعري فردوسي 
 
شعرو شاعري فردوسي ويژگي هاي خاصي دارد كه اورا شاعري بزرگ قرار داده است. در اينجا به چند مورد از آن ها اشاره مي كنيم :
1- موضوع : فردوسي دانست كه  طبع و وقت خود را در چه راهي به كار اندازد. موضوعي را براي سرودن انتخاب كرد كه به اهمييت آن ايمان داشت. نه تنها براي آن كه سرگذشت حماسي قومي ايراني ، بلكه از آن جهت كه حكمت و فرزانگي دوره ها و نسل ها ي گوناگوني را در خود نهفته داشت. طومار گذشته اي بود كه  مي بايست براي آينده از آن مايه گرفت و درس آموخت.
2- نياز زمان : او توانست با شمي كه خاص نبوغ هاي برگزيده است ، نياز مردم دوران خويش را به داشتن كتابي چون شاهنامه دريابد.شاهنامه كتاب سياسي بود، كتاب زمان بود، و روح فردوسي همزمان ، به نحو آگاه يا نا آگاه طالب آن بود.
3- جهان بيني انساني : فردوسي از مرداني بود كه بازوان بلندي دارند، و بشريت را با خوبي ها و بدي ها و قدرت ها و ضعف هايش در بغل جاي مي دهند. مردي ساده و روستايي كه توانست نگاه بر سراسر جهان و بر سراسر قرون بيفكند و انگشت بر تارهاي جاوداني وجود بشر بگذارد.
4- پيوستگي قدرت و لطف : يعني خصيصه اي كه خاص زيبايي هاي اصيل و باستاني است ، بزرگي  خام و طبيعي مانند كوه ، كه هم صلابت دارد و هم دل نواز است.
5 - ايجاد روح در كلام : اين همان است كه جنبه ي وصف پذير شاهكارهاست. بر اثر اين خاصيت است كه دنياي شاهنامه هنوز در نظر ما اين قدر زنده و واقعي جلوه مي كند.
اگر بخواهيم در مورد اين شاعر بزرگ حماسي ايران مطلب بنويسيم ، بسيار است كه در اين مقاله ي محدود نمي گنجد. ولي هدف آن است كه اگر ما ارادتي به اين مرد داريم ، نخستين نشانه ي ابرازش اين است كه خود را تا حد ادراك زبان او بالا ببريم. منظور از ادراك زبان آن نيست كه لغات شاهنامه را معني كنيم ، يا نكته هاي مشكل شعرهايش را بگشاييم. بلكه با دنياي شاهنامه و فردوسي يك حداقل تفاهم و ارتباطي برقرار كرده باشيم.
 
 

 
زندگينامه ي حكيم ابوالقاسم فردوسي
 
تولد :
بنا به نظر پژوهشگران امروزي ، در حدود سال 319 هجري شمسي در روستاي باژ در نزديكي توس در خراسان متولد شد.
استدلالي كه منجر به استنباط سال 319 شده است ، شعر زير است كه محققان بيت آخر را اشاره به حكومت سلطان محمود غزنوي در سال 375 شمسي مي دانند:
بدانگه كه بد سال پنجاه و هشت / نوان تر شدم چون جواني گذشت            فريدون بيداردل زنده شد/ زمين و زمان پيش او بنده شد
و از اين كه فردوسي در سال 375 پنجاه و هشت ساله بوده است ، نتيجه مي گيرند او در حدود سال 319 متولد شده است.
كودكي و تحصيل :
پدر فردوسي دهقان بود كه در آن زمان به معني ايراني تبار و نيز به معني صاحب ده بوده است.
كه مي توان از آن نتيجه گرفت زندگي نسبتاً مرفهي داشته است. در نتيجه خانواده فردوسي احتمالاً دردوران كودكي او مشكل مالي نداشته است.بر اساس شواهد موجود از شاهنامه مي توان نتيجه گرفت كه او جدا از زبان فارسي دري به زبان هاي عربي و پهلوي نيز آشنا بوده است. به نظر ميرسد كه فردوسي  با فلسفه يوناني نيز آشنايي داشته است.
جواني و شاعري :
كودكي و جواني فردوسي در دوران سامانيان بوده است. ايشان از حاميان مهم ادبيات فارسي بودند.
با وجود اين سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامه ابومنصوري از حدود چهل سالگي فردوسي مي دانند ، با توجه به توانايي فردوسي  در شعر فارسي نتيجه گرفته اند كه در دوران جواني نيز شعر مي گفته است و احتمالاً سرودن بخش هايي از شاهنامه را در همان زمان و براساس داستان هاي اساطيري كهني كه در ادبيات شفاهي مردم وجود داشته ، شروع كرده است.اين حدس مي تواند يكي از دلايل تفاوت هاي زياد نسخه هاي خطي شاهنامه باشد، به اين شكل كه نسخه هاي قديمي تري از اين داستان هاي مستقل منبع كاتبان شده باشد. از جمله داستان هاي كه حدس مي زنند در دوران جواني وي گفته شده باشد ، داستان هاي بيژن و منيژه ، رستم و اسفنديار، رستم و سهراب ، داستان اكوان ديو و داستان سياوش است.
 
فردوسي پس از اطلاع از مرگ دقيقي و ناتمام ماندن گشتاسب نامه اش ( كه به ظهور زرتشت
مي پردازد)، به وجود شاهنامه ابومنصوري كه به نثر و منبع دقيقي براي سرودن گشتاسب نامه بوده است ، پي مي برد. و به دنبال آن به بخارا پايتخت سامانيان رفت تا كتاب را پيدا كرده و بقيه را به نظم درآورد. فردوسي در اين سفر شاهنامه ابو منصوري را نيافت ولي در بازگشت  به توس ، اميرك منصور ( كه از دوستان فردوسي بوده است و شاهنامه  ابومنصوري به دستور پدرش ابو منصور بن عبدالرزاق جمع آوري و نوشته شده بود) كتاب را در اختيار فردوسي قرار داد و قول داد در سرودن شاهنامه از او حمايت كند.