چه قدر با ادبيات حماسي آشنا هستيد؟
آيا با ادبيات ساير كشورها به خصوص ادبيات حماسي آشنا هستيد؟
در میان این موضوعات به کدام یک علاقه ی بیشتری دارید؟
چه قدر از زمانی که به شعر خواندن اختصاص می دهید متعلق به حماسه است؟

\Shahnameh3.jpg)
ارزش هاي شاهنامهحدود يازده قرن پيش مردي پا به عرصه هستي گذاشت كه سترگ نامه ي نامور او از معدود آثار ارزشمند مكتوب بشر است. شاهنامه ي فردوسي به مثابه ي سند و هويت ملي ايرانيان از جهات مختلف حائز اهمييت است :اثري ملي با ابعادي جهاني : اين اثر را مي توان هم تراز و يا در بعضي ابعاد برتر از آثاري چون ايلياد و اديسه ي هومر و آثار ويكتورهوگو و... دانست.ارزش ملي : شاهنامه حامل آداب و آيين كهن ايرانيان است كه از جهان بيني تا شيوه هاي جنگ و لشكر كشي و ارزش هاي متعالي اخلاقي و اجتماعي را دربر دارد.ارزش هاي ادبي : شاهنامه يكي از گنجينه هاي با ارزش لغت و قواعد دستور زبان فارسي است. دربر دارنده ي آرايه هاي نغز و توصيفات جذاب است ،علاوه بر اين نونه ي عالي حماسه است.ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي : شاهنامه دربر دارنده ي ارزش هاي متعالي اخلاقي و اجتماعي اعم از پند و اندرز و نصايح و موعظه و حكمت است.اما ارزش شخصيت خود فردوسي اگر از اثر ماندگارش بيشتر نباشد ، كمتر نيست.شاهنامه تجلي روح ملي ايران است. اما نبايد تصور كرد كه همه ي ارزش و اهمييت شاهنامه تنها به علت موضوع آن يعني حماسه ي ملي است. بلكه بايد دانست وسعت خيال فردوسي و عمق انديشه هاي او و قدرت او در هنر شاعري و ... او را از بزرگ ترين شاعران كرده است. چنين شخصيت برجسته اي در خانواده اي دهقان زاده و در قرني كه علم و ادب در حال نضج بود تكوين يافت. در قرن چهارم مراكز مهمي ادبي در ايران ايجاد شد. غير از بخارا كه مهم ترين مركز ادبي ايران در قرن چهارم بود ، مراكز مهم ديگري هم تا اواسط قرن پنجم مانند زرنج سيستان و غزنين و گرگان و نيشابور و ري و سمرقند براي ادب فارسي وجود داشت. در عين حال فرهنگ و هويت و ادب ايراني از دو جهت مورد تهاجم بود؛ از يك طرف ترك تازي هاي غزنويان كه نژادي غير ايراني بودند و سلطه ي ظالمانه ي خلافت عباسي از طرف ديگر. كه دو دسته از آزاد مردان ايراني را به مقابله با آن ها واداشت. عده اي به نيروي شمشير به جان دشمن افتادند و عده اي با فكر و انديشه. كساني از اهل دانش و انديشه هم با بحث هاي فلسفي و كلامي در سست كردن بنيان هاي خلافت عباسي مي كوشيدند ، برتري حكيم فردوسي و امتياز او بر ساير گويندگان و انديشه و روان در اين بود كه مؤثر ترين و ماندگار ترين سلاح را برگزيده بود. او غمخوار ايران و سخنگوي همه ايرانيان بود. در اين فضاي فكري و اجتماعي و سياسي زمينه ي خلق شاهنامه فراهم گرديد.
مرا غَمْز كردند كان بد سخن / به مهر نبّي و علي شد كهن
هر آن كس كه در دلْش بُغض علي است / از او خوارتر در جهان گو كه كيست
منم بنده هر دو تا رستخيز / اگر شَه كند پيكرم ريز ريز
من از مهر اين هر دو شه نگذرم / اگر تيغ شه بگذرد از سرم
منم بنده اهل بيت نبي / ستاينده خاك پاي وصي
نترسم كه دارم ز روشن دلي / به دل مهر جان نبي و علي
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي / خداوند امر و خداوند نهي
كه من شهر علمم عليام در است / دُرست اين سخن گفت پيغمبر است
براي مثال، فردوسي پس از نقل داستان «ضَحّاك و فريدون» ميگويد:
بيا تا جهان را به بَد نسپَريم / به كوشش همه دست نيكي بريم
نباشد همه نيك و بد پايدار / همان به كه نيكي بود يادگار
همان گنجِ دينار و كاخ بلند / نخواهد بُدَن مر تو را سودمند
فريدون فرخ فرشته نبود / ز مُشك و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش يافت آن نيكويي / تو داد و دهش كن فريدون تويي...
مگر بند، كز بند عاري بود / شكستي بود زشت كاري بود
اشاره به اين شعر امام حسين در روز عاشورا دارد كه: القَتلُ اَولي من رُكوبِ الغاري؛ كشته شدن بهتر از ننگ تسليم است.
امام حسين عليهالسلام : مرگ در راه رسيدن به عزت و احياي حق چه آسان است.
رستم: و گر باز مانمبه جايي ز جنگ
امام حسين عليهالسلام خطاب به برادرش محمّد حنفيه ميفرمايند: اي برادر، به خدا قسم، اگر در زمين پناهگاه و چارهاي نداشته باشم، با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد.
مرا مرگ خوشتر از آن زندگي / كه سالار باشم كنم بندگي
بزرگي كه انجام آن تيرگي است / بر آن مهتري بر ببايد گريست
به نام نكو گر بميرم رواست / مرا نام بايد كه تن، مرگ راست
امام حسين عليهالسلام : موتٌ في عزٍّ، خيرٌ من حياةٍ في ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگاني با ذلت است.
چنين گفت كامروز مُردن به نام / به از زنده، دشمن بدو شادكام
امام حسين عليهالسلام : مرگ در راه عزت، جز زندگاني جاويد نيست و زندگاني با ذلت جز مرگي كه از زندگي تهي است نخواهد بود.
مرا مرگ خوشتر به نام بلند / از اين زيستن با هراس و گزند
امام حسين عليهالسلام : من مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمكاران را جز خواري نميبينم.
جهان يادگار است و ما رفتني / به گيتي نماند به جز گفتني
به نام نكو گر بميرم رواست / مرا نام بايد كه تن مرگ راست
اين بيتها يادآور اشعاري است كه امام حسين در برابر سپاه «حُر» خواند:
به هرجاي بيغاره بدكنش
همان نيك نامي به و راستي
كه كرد اي پسر سود بركاستي؟
به نام خداوند جان و خرد / كز اين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جاي / خداوند روزي ده رهنماي
خداوند كيهان و گَردانْ سپهر / فروزنده نام و ناهيد و مهر
ستودن نداند كس او را چو هست / ميانْ بندگي را ببايَدْتْ بست
پرستنده باشي و جوينده راه / به ژرفي به فرمانْش كردن نگاه
توانا بود هر كه دانا بود / ز دانش دل پير، برنا بود
سخن هيچ برتر ز توحيد نيست / به ناگفتن و گفتن ايزد يكي است
به پرده درون دُخت پوشيده روي / بجوشيد مهرش بپوشيد موي
منيژه منم دخت افراسياب / برهنه نديدي مرا آفتاب
همه دُخت تركان پوشيده روي / همه سرو قد و همه مُشك موي
وزان پس بفرمود شاه جهان / كه آريد پوشيدگان را نهان
همان دختر شاه پوشيده روي / كسي كو نيايد ز پرده به كوي
تهمينه دختر شاه سَمنگان زماني كه خود را به رستم معرفي ميكند چنين ميگويد:
يكي دخت شاه سمنگان منم / ز پُشت هُژَبرو پلنگان منم
به گيتي ز شاهان مرا جفت نيست / چو من زير چرخ بلند اندكي است
كس از پرده بيرون نديده مرا / نه هرگز كس آوا شنيده مرا
سخنان اخلاقی شاهنامه
ابزار جنگي در شاهنامه
\دشنه.bmp)
\تير خدنگ.jpg)
/1255259105mil.jpg)
\كمان.gif)
\فلاخن1.jpg)
\sohrab&gurdafarid.jpg)
اشخاص شاهنامه
* نشریه علمی- فرهنگی- ادبی توتیا
شاهنامههمانطور كه قبلاً اشاره شد شاهنامه، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگترین حماسههای جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسه ملی ایرانیان و نیز بزرگترین سند هویت ایشان است، چنان که آن را قرآن ایرانیان خواندهاند.شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاههزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سیسال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره میگوید:
بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری رویداد.
شاهنامه شرح احوال، پیروزیها، شکست ها، ناکامی ها و دلاوری های ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.
باید دانست که بنمایههای داستانهای شاهنامه ساخته فردوسی نیست و این داستانها از دیرباز در میان ایرانیان رواج داشتهاند. مثلاً در کتب پهلوی مانند بندهشن، ایاتکار زریران (که مشابهت های بسیار با گشتاسبنامهٔ دقیقی دارد) و دینکرد تلمیحات و اشارات بسیاری به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. همچنین در اوستا خصوصا در نسک یشتها اشارات فراوانی به بسیاری از شخصیتهای شاهنامه (پیشدادیان و کیانیان) شدهاست.
این قضیه در تمام آثار حماسی بزرگ به چشم میخورد به این معنا که در آغاز (و شاید برای مدتی مدید) داستانهای حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی سینه به سینه میگردد تا آنکه شاعر توانا و با ذوق و قریحهای پدیدار شده و اثری بزرگ از روی آنها میآفریند.مأخذ اصلی فردوسی در به نظم کشیدن داستانها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایراندوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نامهای آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگوکردن داستانها یاری رساندهاند. اما به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین
بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان سخن به زبان آورده و هیچکدام معاصر با حکیم طوس نبودهاند.
\shahname-ferdosi.jpg)
حمله حيدري نمونه ي يك حماسه ي مصنوع در ايران
حمله حيدري نمونه ي يك حماسه ي مصنوع در ايرانهرچند ادوارد براون، شرق شناس برجسته، دوره صفویه را خراب آباد فرهنگی میخواند و در این زمینه مینویسد: یکی از پدیده های عجیب و در ابتدای امر، غیر قابل توجیه دوره صفویه، فقدان کلی شعرای بنام در طول دو قرن حکومت آنها بر ایران است. اما واقعیت این است که بازمانده های ادبی این دوره تاریخی نمونه های نوپردازانه ای شمرده میشوند که خود سر فصل هایی بر طومار ادبیات ایرانی افزوده اند، سروده هایی که با رویکرد مذهبی مردم هماهنگ بوده اند و سوز و گدازی معنوی را در دل خود نهفته داشته اند. بار معنایی اغلب این نمونه های ادبی بر بازتاب ها و باز خوردهای مذهبی و فرهنگی روزگار شاعران سوار بوده است و به زبانی رسا ماندگار شده است. بیتردید یکی از مهمترین باز خوردهای فکری این روزگار رسمیت یافتن آیین تشیع و برتری اندیشه های دینی در این دوره بوده است که هم از سوی دربار صفوی و هم از سوی توده مردم با آغوشی گشاده پذیرفته می شده است. حمله سرایی و حمله خوانی از جمله سنن و جلوه گاه های تفکر قدسی در تاریخ هنرو ادب سرزمین ماست. تا همین چند دهه قبل جمع خوانی حماسه هایی که ذیل عنوان عمومی حمله حیدری در منقبت مولای متقیان علی (ع) سروده شده بود از عادات فراگیر فارسی زبانان بوده است.سید علی کاشفي خوانساری ضمن بیان این نکته، در کتابی که به منظور معرفی اینگونه ادبی برجسته نگاشته است کوشیده است فهرستی از مجموعه نسخی که به گونه ای حمله خوانی شمرده میشوند نیز به دست دهد. به هر حال روشن است که سروده های حماسی با پی رنگ مذهبی یکی از مهمترین این گونه های ادبیست که انگیزه آن از دل جامعه و همانند باز خوردی زمانی بر ذهن و زبان شاعران تاثیر می نهاده است البته روشن است که گرایش به شعر حماسی پیشینهای دامنه دار در دل تاریخ ادبیات ایران زمین دارد اما در این دوره چهره تازهای پیدا کرده و کارنامه درخشان تری برای خود رقم زده است. پیشرفت و درخشش اینگونه ادبی باعث شد ادبا برای آن نام ویژهای برگزینند؛ این منظومه های ادبی اصطلاحا حیدر نامه و در برخی موارد که مضمونی صرفا معطوفبه شرح زنجیره نبردهای امام علی (ع) دارد، حمله حیدری نامیده میشوند که با رهیافتی تازه به گستره جهان پیرامون خود نگریسته و طرحی نو در عرصه ادبیات حماسی آفریده اند . این گونه های ادبی از مهمترین منظومه های حماسی دینی است و محوریت آن را استوار بر زندگی پیامبر و علی بن ابیطالب (ع)، حمد و نعت این هر دو به اضافه مدح سایر ائمه و صاحب الزمان شمرده و بعثت پیامبر را سر حلقه و ضربت خوردن علی بن ابیطالب را نقطه پایان این منظومه ها معرفی مي شود. معروف ترین حمله حیدری را میرزا محمد رفیع خان باذل در روزگار صفوی و در دامان حمایت های دربار گورکان هند به رشته تحریر در آورده است. در واقع باید گفت گرچه این گونه های ادبی ریشه در سده های پیشین و به ویژه قرن نهم ه. ق دارند اما در دوره صفویه به اوج باروری و بالندگی خود میرسند و همانند الگویی شایسته به دوره های تاریخی پس از خود منتقل میشوند؛ خوانساری درباره فلسفه این تحول مینویسد: حماسه های ادب فارسی تا قرن ها بیشتر به پادشاهان و قهرمانان باستانی و شخصیت های تاریخی پرداختند اما از حدود قرن نهم هجری شاهد شکل گیری گونه های نو در حماسه های پارسی هستیم که همان حماسه های دینی با تکیه بر حماسه های علوی شمرده میشوند. اما حمله حیدری نگاشته شده در روزگار گورکانیان و صفویان نخستین طلیعه در این عرصه نیست و خود وامدار اثر دیگری ست که با نام و عنوان دیگری شهره شده است. کهن ترین نمونه چنین ادبیاتی منظومه خاوران نامه نوشته ابن حسام خوسفی ست که همانند یک سر حلقه زنجیرهای را از پس خود بافته است. محمدجعفر محجوب معتقد است که اساسا هر نوع داستانی که حضرت علی (ع) را به عنوان قهرمان خود بر میگزیند،خاور نامه نامیده میشود و بر اساس همین نگره است که رموز حمزه و داستانهایی از اینقبیل را نیز ذیل مجموعه ای به نام خاور نامه قرار میدهد که به نظر میرسد عنوان دیگری برای حیدرنامه های معروف در عصر صفویه است. اما ویژگی منحصر به فردی که اینگونه ادبی در عصر صفویه پیدا کرد آن بود که این حماسه های علوی با شور و حالی بی مانند در محافلی که کانون هم فکری و هم اندیشی مردم بودند خوانده میشدند و همانند گنجین های پر بها پاسداری شده و سینه به سینه منتقل میگردیدند. یکی از مهمترین شاعران روزگار صفوی که به سرودن حیدرنامه ها اهتمام ورزید، ملا فارغ گیلانیست. او با تخلص فارغ شعر میسرود و در سال ۱۰۰۰ ه. ق کتاب خود را به شاه عباس تقدیم داشت. مضمون اصلی این کتاب شرح روزگار و داستانهای امیرالمونین علی (ع) است. نسخه های خطی فراوانی که از این کتاب به جای مانده نشان میدهد که در میان مردم محبوبیت زیادی داشته است. حتی در دوره قاجار این کتاب در مکتب خانه ها تدریس میشده است.لحنی که در مطلع این منظومه به کار رفته است آبستن مایه هایی از گفتار حماسی و نقالیست و نشان میدهد که این قبیل اشعار با هدف خواندن در قهوه خانه ها و یا نهادهایی از این دست سروده می شده اند.نوع روایت نیز گویای آن است که شاعر تحت تاثیر زبان داستان گویی مرسوم قرار گرفته است و سروده خویش را با عبارت مرسوم در سرآغاز داستانهای عامیانه (منظور یکی بود یکی نبود است) آغاز کرده است: روزی از روزها رسول خدا، گویی تعمداً میکوشید به سروده خود جنبه داستانی و واقع بینانه ای ببخشاید. اگر این تلاش را در کنار بزرگ نمایی های معمول در داستانهای حماسی قرار دهیم که افزون بر هدف نه چندان متعالی سرگرم کردن شنوندگان، هدف عالی تری را نیز دنبال میکرده است و بر همین اساس در صدد راسخ کردن عقاید دینی و حسن اعتقاد به پیشوایان دین و مذهب است و حاضر است که این هدف را با توسل به اغراق های داستانی و بزرگ نمایی -های خارق العاده نیز فرا چنگ آورد، به ماهیت پارادوکسیکال اینگونه ادبی پی میبریم. بررسی داستانهای بازمانده از عصر صفوی گویای آن است که این قصه ها (چه در قالب نثر و چه در قالب نظم) به پشتوانه حمایت بی دریغی که از سوی سلاطین سلسله صفوی صورت میپذیرفته است، بسیار مفصل تر و قطورتر بوده و حوادث آن عجیب و غریب تر و از واقعیت و واقع بینی دورتر است. خوانساری در مقاله مجزایی در کتاب حمله خوانی و حمله سرایی، مخاطبان اصلی این گونه های ادبی را کودکان و نوجوانان می شمارد و می نویسد: این حرف که مخاطبان عمده و اصلی ادبیات عامیانه کودکان بوده اند حرف تازهای نیست. معمولا نظریه پردازان و مورخان ادبیات کودک درباره ادبیات حماسی و حماسه های دینی در بسیاری از منابع نظری ادبیات کودک به عنوان ذخایری که پیش تر به کار کودکان و نوجوانان می آمده و زین پس نیز استفاده و بازنویسی آن برای کودکان ممکن، شایسته و حتی بایسته است یاد کرده اند. اما آنچه گفتار خوانساری را جدی تر و تکان دهنده می کند تکمل هايیست که بر این نظریه می افزاید: اما سخن این است که تا به حال به این بخش از گنجینه ادب و فرهنگ پارسی کمتر عنایتی شده و دانسته و نادانسته از بررسی، تصحیح، احیا، نقد، بازنویسی و باز آفرینی آن، چه برای بزرگسالان و چه برای کودکان و نوجوانان، غفلت شده است.
/n_gh_mosibat_karbala.jpg)
شاهنامه نمونه ي حماسه ي طبيعي در ايران
\443411_orig.jpg)
ويژگي هاي زنان در حماسه

مقام و موقعيت زن در حماسه
این بزرگمرد ادبیات حماسی و تاریخی، عامل برانگیزاننده خود برای آفرینش شاهنامه را همسرش معرفی می کند و او را بُت مهربان مینامد و در داستان منظوم بیژن و منیژه که یکی از مهمترین داستانهای شاهنامه است از شبی حکایت می کند که همسرش با مقداری تنقلات به نزد او میآید و او را به سرایش شاهنامه تشویق می کند و نقش او را به عنوان مشوق و آرامش دهنده به بهترین نحو ممکن نشان می دهد. همسر خردمند و فرزانه فردوسی که موسیقی دان نیز بوده به زبان پهلوی آشنایی داشته و کتاب های باستانی و اوستا را ترجمه می کرده و در اختیار فردوسی قرار می داده و فردوسی نیز با ذهن خلاق خود آن آثار را به نظم در می آورده است.
فردوسی راجع به همسرش چنین میسراید:
بخواند آن بت مهربان داستان ز دفتر نوشته گه باستان
بگفتار شعرم کند گوش دار خرد یاد دار و بدل هوشدار
فردوسی بسیار ظریف و هنرمندانه نقش زن را، در دنیای آنروز ایران، یعنی ایران باستان به تصویر می کشد و نام زنانی را میبرد که با حفظ هویت زنانه خود درراه نگاهبانی از مملکت و حکومت، تداوم وبقای زنجیرهی پهلوانان، یاوری و نجات بخشی یلان و شهریاران از گیرودارهای عجیب سیاسی و احساسی و آموزش حکمت و فرزانگی از خود رشادتهای بسیار نشان دادهاند. برای نمونه می توان از نقش خردمندانه فرانک، در نگاهبانی و فرهنگ آموزی به فریدون که ایران را از بیداد ضحاک نجات بخشید یا از فداکاری منیژه برای نجات بیژن از چاه افراسیاب یا از یاوری گلنار کنیز اردوان پنجم که اردشیر بابکان را، در راه پایه گذاری ساسانیان یاری داد و دیگر، رشادتهای گردآفرید مرزدار ایران، در دفاع از مملکت در مقابل تورانیان میتوان نام برد0
این چند نفر نمونهای کوچک از موارد زیاد زنان رشید و دلاوری است که در شاهنامه از آنها به نیکی یاد شده است0 و در عرصه های مختلف زندگی، چه به عنوان مادران و دایگان، و چه در عرصههای عشق و حکمت و فرزانگی و چه در عرصه های جنگ و فرمانروایی نفش تعیین کننده داشته اند و بدون حضور آنان، حماسه بر مدار خود نمیچرخیده است0
\cc6b066618affa18fcbaf4bead64b7bd.jpg)
جايگاه حماسه ملي در ايران
\rostam-jang.jpg)
بزرگترين حماسه سراي ايراني فردوسي است كه با سرودن شاهنامه
حماسه ي ايران را به اوج خود رساند.
پس از آن مي توانيم رو دكي را به عنوان حماسه سرايي بزرگ در ايران
معرفي كنيم. شعر و سخن رودكي نمونه كامل شعر سبك خراساني
اوايل روزگار سامانيان است. روح ، زبان و تفكر حماسي كه از ويژگي
هاي برجسته ي اين سبك است ، در شعر وي تجلي كرده است.
همچنين باذل مشهدي هم با سرودن مجموعه حمله حيدري سهمي
در حماسه ايران به خصوص حماسه ي مصنوعي دارد.
مقايسه حماسه ي ايران با حماسه ي ديگر كشور ها
حماسه (Epic) يا شعر حماسي (Epic/ Poem) شعري است که دست کم اين ويژگيها را داشته باشد:1- يک شعر روايي بلند است.
2- موضوعي کاملاً جدي دارد.
3- با زباني رفيع و لحني بسيار ادبي بيان ميشود .4- موضوع آن قهرماني است خداگونه که سرنوشت يک قبيله و يا حتي يک ملت را به دست دارد.
شاهنامه ي فردوسي ، ايلياد و اوديسه ي هومر و بهشت گمشده ي ميلتون از مشهورترين حماسههاي جهان هستند که در اين 4 ويژگي اوليه کاملاً با هم اشتراک دارند.
از ديگر خصوصيتهاي کلي حماسه ميتوان به شکلگيري آن بعد از يک دوره نقل شفاهي ، مبهم بودن زمان و مکان در اثر، تعلق داستان حماسه به لحظات تکوين يک جامعه و مبارزه براي آن و وجود يک هسته تاريخي که با لعاب پر رنگ افسانه و اسطوره پوشيده ميشود، اشاره کرد.
به روايات ثانويه که از اشعار شفاهي يک ملت به وسيله ي يک شاعر ايجاد ميشود «حماسههاي قومي» يا « نخستين» ميگوييم اين حماسههاي سنتي در مقابل حماسههاي ادبي هستند که در آن تقليد آگاهانهاي از حماسههاي سنتي رخ ميدهد و شاعر انتخابگر و خلاق عمل ميکند. در ادبيات انگليسي ايلياد واوديسه ي هومر را نمونه حماسه سنتي ميدانند. در ايران بيشک شاهنامه فردوسي حماسهاي ادبي است اما منابع فردوسي براي سرايش آنها مثل شاهنامه دقيقي يا گرشاسب نامه يا بعضي خداي نامهها را ميتوان حماسههاي سنتي ناميد.
۱در کتاب «تجزيه و تحليل » نقد يک ويژگي خاص در مورد حماسه وجود دارد که آن را مديون هومر هستيم و آن اينکه در آثار او اين نکته کاملاً جلوهگر بود که «سقوط يک دشمن درست مانند يک دوست يا يک رهبر تراژيک است نه کميک» و حماسه «با اين عنصر عيني و بيطرف بر اين اساس که طبيعت را به منزله يک نظم غيرشخصي تلقي ميکرد به اعتبار رسيد.»شاهنامه ي فردوسي ، ايلياد و اوديسه ي هومر و بهشت گمشده ي ميلتون از مشهورترين حماسههاي جهان هستند .
ارسطو، نظريه پرواز نقد ادبي در يونان، حماسه را در ردهاي بعد از تراژدي قرار داده و در عصر رنسانس آنرا از تمام انواع ادبي ديگر برتر دانستهاند.
مشخصههاي مشترک حماسههاي ادبي
1- قهرمان فردي است با اهميت ملي يا حتي گيتيگستر ، آشيل در ايلياد ، رستم در شاهنامه و آدم و حوا در بهشت گم شده نمايندههاي تمام عيار اين ويژگي هستند.
2- فضاي مکاني حماسهها بسيار وسيع است و ممکن است گسترهاي جهاني يا وسيعتر نيز داشته باشد اديسه سراسر حوزه مديترانه را در بر ميگيرد (که البته در آن زمان کل جهان محسوب ميشد) و در دفتر يازدهم به جهان ارواح هم نزول ميکند. شاهنامه تمام ايران را در بر دارد در زماني که هستي تنها 3 بخش داشت و بخش اعظم آن ايران بود که البته در مراحل متعدد توران را نيز مدنظر قرار ميدهد. گستره ي بهشت گمشده ي ميلتون کل جهان است چرا که در بهشت، زمين و جهنم رخ ميدهد.
3- اعمال داستاني شامل اعمال يک ابر انسان در صحنه ي نبرد است، اتفاقات جنگ تراوا در ايلياد و اديسه و رزم رستم با ديوسپيد و يا اسفنديار و ماجراي شورش فرشتگان طغيانگر عليه خداوند در بهشت، همسفر شيطان براي يافتن دنياي جديد و تلاش او براي غلبه بر خداوند از راه اغواي انسان و اقدام اسطورهاي مسيح براي ناکام ماندن او نمونههاي بارز اين مورد هستند.4- در جريان اين حوادث نيروهاي فوق طبيعي مثل خدايان و موجودات فرازميني همواره بخش مهمي را بر عهده دارند خدايان کوه المپ در ايلياد، سيمرغ در شاهنامه و يهود و مسيح و فرشتگان در بهشت گمشده براي مثال ازين دست نيروها هستند. اين نيروهاي فوق طبيعي در دوران نئوکلاسيک آنقدر اهميت يافتند که به عنوان « اسباب فوق طبيعي» ناميده شدند و جزء لاينفک حماسه محسوب گرديدند.
5- منظومه ي حماسي تقريباً نوعي ماجراي تشريفاتي است و بيشک زبان آن ميبايست فاخر و رفيع باشد و عميقاً با زبان گفتاري تفاوت داشته باشد. زبان حماسي بايد متناسب با اعمال پهلواني و قهرمانانه ي روايت شده در متن انتخاب شود مثلاً سبک خاص روايت شاهنامه که آنچنان قوي بود که منبع تغذيه هزار ساله ي زبان فارسي را مهيا کرد و يا بهشت گمشده که اساساً با الهام از اشعار لاتين سروده شده است.
|
آسيا |
اروپا |
| ارمنستان :دلاوران ساسون | اسپانيا : دن كيشوت |
| اعراب : عنتره بن شداد | استوني : كالويپوگ |
|
اغوزها :دده قورقود |
اسكاتلند: بروس |
| اندونزي : كاكاوين رامايانا | اسكانديناوي : اداي شاعرانه |
| اوستيا : حماسه ي نرت | آلباني : عود كوهستان |
| ايران زمين : شاهنامه | آلمان : سرود نيبلونگ ها |
| باشقیرستان : اورال باتو | انگلستان : بئوولف |
| بلوچستان : هانی و شیخ مرید | اوکراین : داستان لشکر ایگور |
| تامیل : پنج حماسه ی بزرگ | ایتالیا : کمدی الهی |
| تایلند : راماکین | ایرلند : گاورانی کولی |
| تبت : حماسه گسارخان | پرتغال : لوسیادها |
| ژاپن : داستان هیکه | روم : انه اید |
| فیلیپین : فلورانته و لورا | فرانسه : سرود رولاند |
| قرقیزستان : مناس | فلاندر : شیر فلاندر |
| کامبوج : رئامکر | فنلاند : کالوالا |
| گرجستان : پلنگینه پوش | لتونی : لاچپلسیس |
| لائوس : پرا لاک پرا لام | لهستان : استاد تادئوس |
| مالزی : حکایت هانگ توآه | لیتوانی : فصول |
| مغولستان : ژنگر | مجارستان : مخاطرات سیگت |
| میان رودان : گیلگامش | هلند : رینارد روباه |
| میانمار : یاما زاتداو | یونان باستان : ایلیاد - ادیسه |
| هندوستان : مهابهاراتا - رامایانا | |
| ویتنتام : داستان کیو |
|
آفريقا |
آمريكا |
| مالي : سونجاتا | آرژانتين : مارتين فيرو |
| شيلي : آروكانا |
براي آنکه بتوانيم به بررسي موضوعات منشعب از يک علم بپردازيم
نخست بايد تعريف درست و دقيقي از آن ارائه بدهيم يعني به
عبارتي چيستي و ماهيت آن را مشخص سازيم براي رسيدن به
اين مهم نخست بايد باور عوام را از آن تعريف بزداييم و حدسها و
تعابير افراد غيرمتخصص در آن علم را از دامنه تعريف دور کنيم. يکي
از پرکاربردترين علوم در جوامع بشري ادبيات است با اين حال عده
معدودي مي توانند تعريف درستي از ادبيات ارائه دهند شايد بخاطر
اين است که هنوز بسياري ادبيات را به عنوان يک علم قبول ندارند.
اما برخي از متخصصين ادبيات اعتقاد دارند چون ما مي توانيم براي
ادبيات انواعي چون شعر، داستان، رمان، تئاتر و ... قائل شويم پس
با يک علم روبرو هستيم. به هر حال شناخت ادبيات و پرداختن به
آن براي ملتي که داراي کهن ترين سابقه فرهنگ و تمدن در جهان
است جزو ضروريات است، چه جدا از لذائذ نهفته در آن که علاوه بر
انبساط خاطر موجب تعالي روح انسان مي گردد، آميختگي آن با
زندگي اجتماعي امري انکارناپذير است. ادبيات رمز ماندگاري يک
جامعه و ملت است. اما اگر بخواهيم براي ادبيات تعريف جامعي
ارائه دهيم بايد بگوييم ادبيات زبان فرهنگ يک ملت است و فرهنگ
هر ملت متشکل از تفکرات، آيينها، آداب و رسوم مردم آن است;
يعني برخلاف تصور عامه که ادبيات را دانستن معني لغات مهجور و
از بربودن اشعار بزرگان محدود مي کنند، ادبيات آشنايي با چگونگي
فهم اقوام و اقشار مختلف جامعه است.يعني نخستين ارزش
مطالعه در ادبيات آن است که به ما کمک مي کند که با زبان اقشار
مختلف آشنا شويم و از اين راه به تفکر آنها راه پيدا کنيم. در مقابل
وقتي ما بتوانيم زبان طبقات مختلف را بياموزيم مي توانيم با آنها با
زبان خودشان سخن بگوييم. حال درمي يابيم در عصر کنوني که هر
روز بر کثرت طبقات اجتماعي افزوده مي شود ادبيات و شناخت آن
چه اندازه مي تواند ما را در ارتباطات اجتماعي ياري دهد ادبيات به
راستي مي تواند در دنياي پردغدغه و اضطراب امروز انسان را نجات
دهد. يكي از قديميترين و مهيجترين انواع ادبي ادبيات حماسي
است. منظومه هاي حماسي ملي، بسياري از آيينها و اعتقادات
كهن ايراني را دربر دارد كه تصورات اقوام كهن را در مورد ايزدان خود
نشان مي دهد . بررسي و شناخت اين آيينها گوشه ا ي از
گذشته مذهبي و فرهنگي ما را روشن مي كند مانند حماسه ي
هشت سال دفاع مقدس كه نقطه ي روشني در حماسه ي ايران
محسوب مي شود. از اين رو حماسه ي هر ملتي بيانكننده
آرمانهاي آن ملت است و ما نيز در اين تحقيق به بررسي ادبيات
حماسي در ايران و جهان و جايگاه آن در گذشته و امروز مي ـ
پردازيم تا بتوانيم بخش كوچكي از تمدن و فرهنگ غني ايران را به
تصوير بكشيم.
حماسه
یکی از عوامل مهم در تضعیف روح ملیت پرستی و مفاخر نژاد آریایی به اساطیر و تاریخ باستانی چیرگی
پیداست در چنین حالی توجه به مفاخر نژادی و داستانهای پهلوانی و حماسه های ملی امری محال
تسلط ترکان بر سرزمین ایران پیامد های گونه گونی داشت و موجب دگر گونی های بزرگی در اصول
مقدمه
يعني نخستين ارزش مطالعه در ادبيات آن است که به ما کمک مي کند که با زبان اقشار مختلف آشنا شويم و از اين راه به تفکر آنها راه پيدا کنيم.