حمله حيدري نمونه ي يك حماسه ي مصنوع در ايران
حمله حيدري نمونه ي يك حماسه ي مصنوع در ايرانهرچند ادوارد براون، شرق شناس برجسته، دوره صفویه را خراب آباد فرهنگی میخواند و در این زمینه مینویسد: یکی از پدیده های عجیب و در ابتدای امر، غیر قابل توجیه دوره صفویه، فقدان کلی شعرای بنام در طول دو قرن حکومت آنها بر ایران است. اما واقعیت این است که بازمانده های ادبی این دوره تاریخی نمونه های نوپردازانه ای شمرده میشوند که خود سر فصل هایی بر طومار ادبیات ایرانی افزوده اند، سروده هایی که با رویکرد مذهبی مردم هماهنگ بوده اند و سوز و گدازی معنوی را در دل خود نهفته داشته اند. بار معنایی اغلب این نمونه های ادبی بر بازتاب ها و باز خوردهای مذهبی و فرهنگی روزگار شاعران سوار بوده است و به زبانی رسا ماندگار شده است. بیتردید یکی از مهمترین باز خوردهای فکری این روزگار رسمیت یافتن آیین تشیع و برتری اندیشه های دینی در این دوره بوده است که هم از سوی دربار صفوی و هم از سوی توده مردم با آغوشی گشاده پذیرفته می شده است. حمله سرایی و حمله خوانی از جمله سنن و جلوه گاه های تفکر قدسی در تاریخ هنرو ادب سرزمین ماست. تا همین چند دهه قبل جمع خوانی حماسه هایی که ذیل عنوان عمومی حمله حیدری در منقبت مولای متقیان علی (ع) سروده شده بود از عادات فراگیر فارسی زبانان بوده است.سید علی کاشفي خوانساری ضمن بیان این نکته، در کتابی که به منظور معرفی اینگونه ادبی برجسته نگاشته است کوشیده است فهرستی از مجموعه نسخی که به گونه ای حمله خوانی شمرده میشوند نیز به دست دهد. به هر حال روشن است که سروده های حماسی با پی رنگ مذهبی یکی از مهمترین این گونه های ادبیست که انگیزه آن از دل جامعه و همانند باز خوردی زمانی بر ذهن و زبان شاعران تاثیر می نهاده است البته روشن است که گرایش به شعر حماسی پیشینهای دامنه دار در دل تاریخ ادبیات ایران زمین دارد اما در این دوره چهره تازهای پیدا کرده و کارنامه درخشان تری برای خود رقم زده است. پیشرفت و درخشش اینگونه ادبی باعث شد ادبا برای آن نام ویژهای برگزینند؛ این منظومه های ادبی اصطلاحا حیدر نامه و در برخی موارد که مضمونی صرفا معطوفبه شرح زنجیره نبردهای امام علی (ع) دارد، حمله حیدری نامیده میشوند که با رهیافتی تازه به گستره جهان پیرامون خود نگریسته و طرحی نو در عرصه ادبیات حماسی آفریده اند . این گونه های ادبی از مهمترین منظومه های حماسی دینی است و محوریت آن را استوار بر زندگی پیامبر و علی بن ابیطالب (ع)، حمد و نعت این هر دو به اضافه مدح سایر ائمه و صاحب الزمان شمرده و بعثت پیامبر را سر حلقه و ضربت خوردن علی بن ابیطالب را نقطه پایان این منظومه ها معرفی مي شود. معروف ترین حمله حیدری را میرزا محمد رفیع خان باذل در روزگار صفوی و در دامان حمایت های دربار گورکان هند به رشته تحریر در آورده است. در واقع باید گفت گرچه این گونه های ادبی ریشه در سده های پیشین و به ویژه قرن نهم ه. ق دارند اما در دوره صفویه به اوج باروری و بالندگی خود میرسند و همانند الگویی شایسته به دوره های تاریخی پس از خود منتقل میشوند؛ خوانساری درباره فلسفه این تحول مینویسد: حماسه های ادب فارسی تا قرن ها بیشتر به پادشاهان و قهرمانان باستانی و شخصیت های تاریخی پرداختند اما از حدود قرن نهم هجری شاهد شکل گیری گونه های نو در حماسه های پارسی هستیم که همان حماسه های دینی با تکیه بر حماسه های علوی شمرده میشوند. اما حمله حیدری نگاشته شده در روزگار گورکانیان و صفویان نخستین طلیعه در این عرصه نیست و خود وامدار اثر دیگری ست که با نام و عنوان دیگری شهره شده است. کهن ترین نمونه چنین ادبیاتی منظومه خاوران نامه نوشته ابن حسام خوسفی ست که همانند یک سر حلقه زنجیرهای را از پس خود بافته است. محمدجعفر محجوب معتقد است که اساسا هر نوع داستانی که حضرت علی (ع) را به عنوان قهرمان خود بر میگزیند،خاور نامه نامیده میشود و بر اساس همین نگره است که رموز حمزه و داستانهایی از اینقبیل را نیز ذیل مجموعه ای به نام خاور نامه قرار میدهد که به نظر میرسد عنوان دیگری برای حیدرنامه های معروف در عصر صفویه است. اما ویژگی منحصر به فردی که اینگونه ادبی در عصر صفویه پیدا کرد آن بود که این حماسه های علوی با شور و حالی بی مانند در محافلی که کانون هم فکری و هم اندیشی مردم بودند خوانده میشدند و همانند گنجین های پر بها پاسداری شده و سینه به سینه منتقل میگردیدند. یکی از مهمترین شاعران روزگار صفوی که به سرودن حیدرنامه ها اهتمام ورزید، ملا فارغ گیلانیست. او با تخلص فارغ شعر میسرود و در سال ۱۰۰۰ ه. ق کتاب خود را به شاه عباس تقدیم داشت. مضمون اصلی این کتاب شرح روزگار و داستانهای امیرالمونین علی (ع) است. نسخه های خطی فراوانی که از این کتاب به جای مانده نشان میدهد که در میان مردم محبوبیت زیادی داشته است. حتی در دوره قاجار این کتاب در مکتب خانه ها تدریس میشده است.لحنی که در مطلع این منظومه به کار رفته است آبستن مایه هایی از گفتار حماسی و نقالیست و نشان میدهد که این قبیل اشعار با هدف خواندن در قهوه خانه ها و یا نهادهایی از این دست سروده می شده اند.نوع روایت نیز گویای آن است که شاعر تحت تاثیر زبان داستان گویی مرسوم قرار گرفته است و سروده خویش را با عبارت مرسوم در سرآغاز داستانهای عامیانه (منظور یکی بود یکی نبود است) آغاز کرده است: روزی از روزها رسول خدا، گویی تعمداً میکوشید به سروده خود جنبه داستانی و واقع بینانه ای ببخشاید. اگر این تلاش را در کنار بزرگ نمایی های معمول در داستانهای حماسی قرار دهیم که افزون بر هدف نه چندان متعالی سرگرم کردن شنوندگان، هدف عالی تری را نیز دنبال میکرده است و بر همین اساس در صدد راسخ کردن عقاید دینی و حسن اعتقاد به پیشوایان دین و مذهب است و حاضر است که این هدف را با توسل به اغراق های داستانی و بزرگ نمایی -های خارق العاده نیز فرا چنگ آورد، به ماهیت پارادوکسیکال اینگونه ادبی پی میبریم. بررسی داستانهای بازمانده از عصر صفوی گویای آن است که این قصه ها (چه در قالب نثر و چه در قالب نظم) به پشتوانه حمایت بی دریغی که از سوی سلاطین سلسله صفوی صورت میپذیرفته است، بسیار مفصل تر و قطورتر بوده و حوادث آن عجیب و غریب تر و از واقعیت و واقع بینی دورتر است. خوانساری در مقاله مجزایی در کتاب حمله خوانی و حمله سرایی، مخاطبان اصلی این گونه های ادبی را کودکان و نوجوانان می شمارد و می نویسد: این حرف که مخاطبان عمده و اصلی ادبیات عامیانه کودکان بوده اند حرف تازهای نیست. معمولا نظریه پردازان و مورخان ادبیات کودک درباره ادبیات حماسی و حماسه های دینی در بسیاری از منابع نظری ادبیات کودک به عنوان ذخایری که پیش تر به کار کودکان و نوجوانان می آمده و زین پس نیز استفاده و بازنویسی آن برای کودکان ممکن، شایسته و حتی بایسته است یاد کرده اند. اما آنچه گفتار خوانساری را جدی تر و تکان دهنده می کند تکمل هايیست که بر این نظریه می افزاید: اما سخن این است که تا به حال به این بخش از گنجینه ادب و فرهنگ پارسی کمتر عنایتی شده و دانسته و نادانسته از بررسی، تصحیح، احیا، نقد، بازنویسی و باز آفرینی آن، چه برای بزرگسالان و چه برای کودکان و نوجوانان، غفلت شده است.
/n_gh_mosibat_karbala.jpg)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۱/۰۳ ساعت 1:27 توسط گروه ادبيات
|